بهترین نمونه، دوران کودکی می باشد. یک کودک دارای چهار خصوصیت می باشد که ما به هیچ وجه نباید فراموش کنیم. همیشه بدون دلیل خوشحال است، همیشه مشغول است، هر وقت چیزی را آرزو می کند، به خوبی می داند که چگونه با پافشاری و عزم، در راه رسیدن به آن چیز ایستادگی کند، و سرانجام بسیار سریع دست از گریه کردن می کشد.

زندگی همانند یک مسابقه دوچرخه سواری مفصل و طولانی است که هدفش داستان شخصی است. در ابتدای مسابقه، همه با هم و در کنار یکدیگر بوده و با هم به تقسیم و مشارکت دوستی و رفاقت و شور و شوق می پردازیم. اما همانطور که مسابقه به جلو می رود، شادی اولیه جایش را به مبارزات حقیقی می دهد: خستگی، یکنواختی و شک و تردید درباره قابلیتهای خودمان.
همچنین متوجه می شویم که برخی از دوستانمان دست از این مبارزه کشیده اند، اما هنوز رکاب می زنند. فقط برای اینکه نمی توانند در وسط جاده توقف کنند؛ تعداد این افراد بیشمار هستند، در کنار ماشین کمکی پدال می زنند، با یکدیگر صحبت کرده و به دنبال پناهگاهی هستند.
ما سرانجام از آنها فاصله می گیریم و در اینجاست که وادار به مواجه شدن با تنهائی، شگفتیهای پیچهای ناشناخته و مشکلات خود دوچرخه می شویم و پس از گذشت مدت زمانی، از خودمان می پرسیم که آیا آن همه تلاش و کوشش ارزشش را داشته است؟!
آری؛ ارزشش را داشته است. فقط نباید دست از مبارزه برداشت!!!
بتهوون هنوز بسیار جوان بود که تصمیم به نوشتن تعدادی بدیهه سرائی درباره موسیقی پرگولسی گرفت و ماهها وقت صرف این کار کرد و سرانجام شهامت آن را پیدا نمود.
یک منتقد نیز اقدام به انتشار یک صفحه کامل در یک روزنامه آلمانی کرد و با بی رحمی تمام به موسیقی این آهنگساز حمله کرد.
بتهوون، نسبت به تفسیرهای انجام شده، هیچ ابراز نگرانی و ناراحتی نکرد و وقتی که دوستانش به او اصرار می کردند که به آن منتقد پاسخ دهد، او فقط توضیح داد:
چیزی که نیازمند انجامش هستم، ادامه کارم است. اگر موسیقی ای که من می نویسم، همانطور خوب باشد که من فکر می کنم، به بقاء خود در مقابل آن روزنامه نگار ادامه خواهد داد و اگر آن عمق و ژرفایی که من امیدوارم داشته باشد، در برابر خود روزنامه مقاومت خواهد کرد. در اینصورت این حمله سبعانه فقط در خاطر آیندگان باقی مانده و به عنوان نمونه ای از سبک مغزی و بیخردی منتقدان استفاده خواهد شد.
و حق نیز با بتهوون بود. پس از گذشت یکصد سال، آن انتقاد از یک برنامه رادیویی در سائوپولو پخش گردید.
در این شماره که بیشتر آن به وی کنفرانس مالزی اختصاص داده شده میتوانید عکسهای جالبی از وی کنفرانس مالزی را مشاهده کنید.
برای مشترک شدن برای دریافت این مجله فرم ثبت نام آن را دانلود کرده، و پر کنید و سپس فرم پر شده را به ایمل داده شده در پایین فرم، ایمیل کنید و یا به شماره داده شده در پایین فرم فاکس کنید.
در صورت داشتن پیشنهاد برای این مجله میتوانید از طریق زیر با سردبیر مجله تماس حاصل کنید.

QI becomes title sponsor of World Badminton Championships for the second time
The QI Group continues its commitment of supporting one of the most popular sports in the planet today and has partnered with the International Badminton Federation (IBF) for the title sponsorship of the 15th IBF World Championships.
Also known as the World Badminton Championships, the IBF World Championships is organized by the IBF since 1977 to crown the best badminton players in the world. The tournament was held once every three years until 1983. However, it became bi-annual in 1985 until 2005. Starting this year, the tournament was changed to an annual event on the IBF calendar with the goal to give more chances for players to be crowned as official "World Champions".
The 15th IBF World Championships will take place on the 18th to the 24th of September 2006 at the Palacio De Deportes in Madrid, Spain and will coincide with the QI Group’s 8th anniversary celebration and the EuroVCon Madrid, which will take place on the 19th to the 22nd of September in Melia Castilla Hotel in Madrid, Spain.
Winning the title sponsorship of the 15th IBF World Championships gives the QI Group the opportunity to host a triple celebration and to support the IBF World Championships for the second time. The QI Group was the title sponsor of the 2003 IBF World Championships held in Birmingham, United Kingdom.
برگرفته از دیوانگان کوئست
بدون شک ساعت اسکلتی (Skeleton Watch) منحصر به فردترین محصولیست که تا به حال گلد کوئست معرفی کرده. این ساعت فوق العاده تمامی ویژگیهای لازم برای یک شاهکار بی نظیر را دارد.
کارخانه معروف ساعت سازی Bijoux & Horlogerie و جواهر سازی برزگ Bernhard H.Mayer با غرور شاهکار مکانیکی پیچیده ای را ارائه میدهند. ساعت اسکلتی با ساختار داخلی ظریف و قابل روئیت داخلیَش زیبایی ظریفی را به نمایش گذاشته است. ساخت هر ساعت به بیش از ۱۲۰ روز کار دقیق و وسواسانه دست مهندسان حرفه ای و اختصاصی نیاز دارد و در هر سال تنها ۱۲قطعه از این ساعت ساخته میشود. که تعداد نهایی این شاهکار شگفت انگیز تنها ۵۰ عدد خواهد بود و در پشت بدنه تمامی این ۵۰ عدد، نام اختصاصی خریدار آنها حکاکی شده است..jpg)
- قاب دور آن با طلای ۱۸ فشرده روکش شده،و سگک و پیچ آن از طلای ۱۸ فشرده هستند.
- بدنه پشت ساعت روکش طلای ۱۸ است که بر روی آن نام اختصاص صاحب ساعت، لوگوی Bernhard H.Mayer و تعداد محدود آن به زیبایی حکاکی شده است.
- شیشه زد انعکاس کریستال کبود (Sapphire)
- بند ساعت از چرم تمساح واقعی ساخته شده
- و تا عمق ۱۰۰متر زیر آب مقاوم است.
- و جذابترین بخش آن چرخ دنده ها هستند که مجموعا از ۴۸ گرم طلای خالص ساخته شده اند.
و اما لذت بخش ترین بخش این است که خریدار این ساعت نمیتواند هر شخصب باشد! بیل گیتس هرگز نخواهد توانست این شاهکار اعجاب انگیز رو با نام خودش در گنجینه خانوادگیش بگذاره. خریدار این ساعت تنها یک کوئستی قدرتمند هست، چرا که این ساعت تنها در لیست وچر (Voucher) قرار داره و برای اینکه افتخار داشتنش رو داشته باشید باید ۱۲۰۰ امتیاز وچر داشته باشید.!! یعنی ۱۲۰ چرخه در ۶ ماه (حداکثر زمان برای جمع کردن وچر ها) یعنی ۴۳۲۰ امتیاز در ۶ ماه یا ۲۱۶۰ امتیاز به تعادل شما در این مدت باید اضافه شود. پس ملاحظه میکنید که شما باید درامد متوسط هفتگی ۶۲۵۰ رو داشته باشید تا این شانس رو داشته باشید که هنوز تعدادی از ۵۰ عدد ساعت رویایی شما باقی مونده باشه و بتونید اون رو انتخاب کنید و شاید یکی از منحصر به فرد ترین هدیه های زندگیتان را دریافت کرده باشید.
قیمت حدودی ساعت اسکلتی ۳۰،۰۰۰ دلار هست که با توجه به تعداد محدود، ضرب نام صاحب آن، و وچر بودن آن (هر کسی نمیتواند آن را بخرد)، ارزش آن واقعا قابل محاسبه نیست.
برگرفته از کوئست کرمانشاه
در سال 518 قبل از ميلاد توسط پادشاه داريوش، پرسپوليس به عنوان پايتخت جديد امپراتوري ايران بنا شد.كه در روزگار مدرن ايران قرار داشت. باقيمانده پرسپوليس (تخت جمشيد) به نشان قدرت و دانش پيشرفته تمدن بزرگ ايران شهرت دارد.
شهر بر روي يك تخت سنگ بزرگ كوهستاني مسطح قرار دارد، كه شامل مقبره هاي بيشمار و ساختمانهاي با شكوه است.شامل تالاري با يكصد ستون كه توسط داريوش ساخته شده است، و آپادانا و تريپيلون كه توسط پسرش، خشايار اول، در قرن پنجم قبل از ميلاد كامل شده است.
كمتر از 2 قرن كه از ساخت آن گذشت، شهر توسط اسكندر كبير خراب شد و تبديل به يكي از قسمتهاي امپراطوري مقدوني شد.از آن زمان به بعد ، پرسپوليس به تدريج تنزل پيدا كرد تا اينكه بلاخره متروكه شد.امروزه، تنها 13 ستون باقيمانده آن سرپا هستند ولي عظمت و ابهت آنها ادامه دارد و همه را حيرت زده ميسازد تا اينكه در سال 1979، پرسپوليس در ليست مكانهاي تاريخي و ميراث دنيا قرار گرفت.
به افتخار اين شهر باستاني، گلدكوئست با افتخار سكه يادبود پرسپوليس را معرفي ميكند. تصوير تخت جمشيد به همراه نشان شهر (گاو دوسر) و كلمه پرسپوليس كه به فارسي نوشته شده، با روكش طلا طراحي شده است. اين سكه نقره با شكوه توسط بانك مركزي جمهوري سومالي به ارزش 100$ گارانتي شده. اين شاهكار نفيس و كمياب بطور كامل عظمت يكي از گنجينه هاي معماري دنيا را در يك سكه زيبا در بر دارد و نسل به نسل در دست ها خواهد گشت.
سکه تخت جمشید ۶۵میلیمتر قطر دارد، به وزن ۵ انس (۳۲گرم) از جنس نقره ۹۹۹، با روکش طلا، و به تعداد ۹۹۹۹ عدد.
قیمت Retail آن ۵۳۰ دلار و قیمت برای IRها ۴۸۰دلار میباشد که ۰.۸ UV امتیاز دارد.
برگرفته از کوئست کرمانشاه
روزی زرنگ ترین شاگرد شیوانا از او پرسید:" استاد! چگونه می توان به مقامی رسید که هرچه را بخواهیم به دست آوریم؟!" شیوانا گفت که بعدا جواب او را خواهد داد. اما همان روز از همه شاگردانش خواست تا هر کدام در جلسه بعد یک عدد سیب با خود بیاورند. جلسه بعد که همه سیبی در اختیار داشتند از آنها خواست مقابل دیوار بنشینند و سیب را روی چهارپایه ای بگذارند و آن قدر به سیب زل بزنند که وقتی چشمانشان را بستند بتوانند پشت پلک های بسته شان عین سیب واقعی را دقیق و روشن و واضح ببینند.
برای این که شاگردان به این مرحله برسند، روزها طول کشید. سرانجام پس از دو هفته همه شاگردان ادعا کردند که می توانند با چشم بسته سیب خودشان را به طور واضح و روشن و شفاف و کاملا دقیق ببینند. در واقع در طول این دو هفته آنها آنقدر در شکل و قیافه سیب خود غرق شده بودند که به طور کامل می توانستند آن را در ذهن خود ببینند.
شیوانا از شاگردانش خواست تا چشمان خود را بسته نگه دارند و سیب درون ذهنشان را بچرخانند و به آن گازی بزنند و مزه آن را بچشند و به خاطر بسپارند.
دو هفته بعد همه شاگردان گفتند که قادرند سیب ذهنی خود را واضح و دقیق ببینند و در ذهن خود عطر و بوی آن را حس کنند و حتی سیب ذهنیشان را گاز بزنند و مزه آن را در دهان خود حس کنند.
جلسه بعد شیوانا با اشاره به زرنگ ترین شاگردش گفت:" این دوست ما، یک ماه پیش پرسید چگونه می توان به مقامی رسید که هرچه در دل بگردانیم را در دنیا بدست آوریم و من اکنون با توجه به تجربه ای که در رابطه با سیب داشتید می توانم بگویم که باید عین این تجربه را به طور وارون انجام دهید! یعنی باید تلاش کنید که بتوانید در ذهن خود چیزی را که می خواهید واقعی و شفاف و روشن ببینید و دور آن بچرخید و بودن آن را حس کنید و بویش را استشمام کنید و مزه اش را بچشید خلاصه کلام دردرون خود به آن برسید. به محض اینکه این اتفاق بیفتد بلافاصله در بیرون وجودتان آن چیز در اختیارتان قرار می گیرد. راز کاینات همین است!! شفاف و واضح و روشن بگو آن چه را می خواهی چگونه می بینی!؟ اگر گنگ و مبهم بگویی چیزی را می خواهی و خودت هم تصویر و تصور روشنی از آن چیز را نداشته باشی چگونه می توانی از کاینات انتظار داشته باشی که آن چیز را برایت فراهم سازند؟!


